تبليغاتX
دلتنگیهای من


دلتنگیهای من

 

 

 

                                        دوستای خوبم فعلا تا دوشنبه خدافظی    

 

 

                         دوستای خوبم فعلا تا دوشنبه خدافظ

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 13:59 توسط شیدا| |

چه سخته آدم دوباره به دیواری تکیه بده که 1بار آوارش روش ریخته

 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 12:28 توسط شیدا| |

حالا به نکات زیر بی زحمت کمی دقت کنین تا شاید فرجی بشه  

در باب ادای جملات:
در ادای جملات و واژه ها دقت خاصی مبذول فرمایید. به طور مثال اول هر جمله از واژه
( آخی ) استفاده کنید.
حتی المقدور واژه های پایانی جمله را کمی بیشتر از حد معمول بکشید به طور مثال:
(فردا می بینم............ ......... .ت)
اشوه فراموش نشه هاااا
سعی کنید ریتم پلک زدنتان را با میزان هجاهای جمله تان هماهنگ کنید مثلا در جمله
''من به فلان چیز علاقه دارم'' برای ''من'' یک پلک و برای ''به فلان چیز علاقه دارم'' 9عدد پلک بزنید.
(لطفا امتحان کردنو بزارین واسه بعد بزارین ادامه درسو بدم(

در باب خوردن غذا:
در حین خوردن بایستی بسیار جلب توجه کنید برای این کار جسم خوردنی را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پیش از فرو بردن کامل در دهان جسم ر با لبها بازی دهید(میدونم نمیتونی جلوی شیکمتو بگیری و میخوای همشو یه جا بزاری دهنت حالا این دفه رو کم کم بخور)
غذا را به نحوی بجوید که لبها به طور یکی در میان غنچه گردد.

در باب راه رفتن:
سعی کنید تق تق پاشنه کفشتان به گونه ای تنظیم گردد که یک ملودی عاشقانه را برای مخاطب تداعی کند.
هیچگاه فاصله ما بین قدمهایتان از دو سانتیمتر تجاوز نکند هر جند عجله داشته باشید.

در باب لبخند زدن:
آداب لبخند زدن بستگی به مستقیمی به وضعیت دندانهایتان دارد اگر دندانهایتان کج و معوج، لک لک، فاصله دار و دارای سایر نا هنجاریها دارید(که متاسفنه یا خوشبختانه اکسر خانوما همین وضو دارن) ........ تبسمی کفایت میکند
اگر دندان کناری خود را طلا کرده اید از همان طرف بخندید
اگر اصولا دندانی در کار نیست به گونه ای چشمان را خمار کنید که کار لبخند را میکند
به امید موفقیت روز افزون.

البته اینم بگم باید بیاین خودم و ببیین.اصولا برای من مرد زن پیر جوون بچه ...هیچ فرقب نمی کنه

برای همه دقیقا بر عکس عمل می کنم.فکر کنم این جوی بیشتر جواب میده

در هر صورت امتحانش با خودتون

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 9:13 توسط شیدا| |

دلم گرفته آسمون نميتونم گريه کنم 

      شکنجه ميشم از خودم نميتونم شکوه کنم 

 انگاري کوه غصه ها رو سينه من امده 


آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده

  دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم 


 تو روزگار بي کسي يه عمر که دربدرم

  حتي صداي نفسم ميگه که توي قفسم 

  من واسه آتيش زدن يه کوله بار شب بسم 

  دلم گرفته آسمون يکم منو حوصله کن

    نگو که از اين روزگار يه خورده کمتر گله کن 

   منو به بازي ميگيره عقربه هاي ساعتم 

  برگه تقويم ميکنه لحظه به لحظه لعنتم 

 آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن 

 نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شکسته تن

نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 15:19 توسط شیدا| |

به خدا حالم  خوب نیست .بسمه دیگه.آخه تا کی با این پاهای خسته باید دنبال خوشبختی بدوام

تا کی باید خواسته هام و التماس کنم.

تا کی باید داد نزنم صبور باشم

بخندم و دستام تو هوا تکون بدم و بگم خوشبختم.

در صورتیکه غم از سر و صورتم داره می باره

خدا دور ترینجای دنیات کجاست بگو برم از این وحشی خونه دور شم.قول میدم برگردم وقتی یکم فقط یکمآروم شدم.

تا می آم حس کنم منم هستم می تونم یکی پیدا میشه و می خواد به زور بهم حالی کنه که نیستی و نمی تونی.

یه غمه بدی رو دلم سنگینی می کنه.

ای خدا دیگه اشکام نمی فهمن باید کجا بچکن که آبروم و نبرن.

چقدر بدبختی  وقتی هیچ دستی دراز نمی شه تا اشکات و پاک کنه.

چقدر بدختی وقتی می خوای تو دنیا جایی پیدا کنی اما نمی ذارن

خدا یا حالم و داری با این دنیای مسخرت بهم می زنی .

بسه دیگه  تمومش کن.

 

نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 11:43 توسط شیدا| |

خاطرم نیست که تو از بارانی ، یا که از نسل نسیم


                       هر چه هستی گذرا نیست هوایت ، بویت . . .

                                                      فقط آهسته بگو . . با دلم می مانی

 

نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 11:7 توسط شیدا| |

اومد اما بازم دلم شکست.
نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 13:42 توسط شیدا| |

سلام سلام  مهمون دارم می خواد نظر بده

تا یک و نیم وقت داره

اگه نیاد یعنی نیومده و من حق دارم دلم بشکنه

حالا که اینطور شد

زبون درازیم ماله وقتیه که نیاد

نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 13:24 توسط شیدا| |

زمان تو را به دیدن زنی می آورد

که

 زیر سایه های شکسته

                         تنهایش

                        گذاشتی

نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 11:29 توسط شیدا| |

جهان را پشت سرم می گذارم بی دغدغه عاشق می شوم
نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 11:23 توسط شیدا| |


Design By : Night Skin